الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

228

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

بود ، به پرنده‌اى كه بر سينه‌اش نشسته بود ، گفت : آيا فهميد ؟ او گفت : آرى فهميد . دوباره گفت : آيا پذيرفت ؟ او جواب داد : خير ، ابا كرد . سپس دلش را به جايش گذاشت . « 1 » ( 1 ) به علاوه مرحوم مجلسى در بحار الانوار اين خبر را از كازرونى از كتاب المنتقى فى مولد المصطفى با همين سند نقل مىكند ، سپس كازرونى بر آن حاشيه زده و مىگويد : اين حديث حسن است و در عين حال با اين سياق غريب مىباشد و در سلسلهء آن محمد بن يعلى ملقب به زنبور وجود دارد و مكحول از شدّاد احاديثى را نقل مىكند ، لكن همهء آنها مرسل است . سپس مرحوم ربانى شيرازى در حاشيه آن مىگويد : محمد بن يعلى در التقريب ابن حجر تضعيف شده و از ابى حاتم نقل مىكند كه وى متروك است و خطيب بغدادى مىگويد : دربارهء او حرف‌هايى زده مىشود و در سال 205 وفات كرده است . « 2 » اما خبر اوّل از عبد الله بن جعفر از غلامش جهم بن ابى جهم مىباشد و اگر چه عبد الله بن جعفر ظاهرا با بنى اميه بوده است ، ولى فكر و عقيدهء آنها را نداشته اما بعيد نيست كه غلامش از جهت فكرى و عقيدتى از پيروان بنى اميه بوده باشد . « 3 » ( 2 ) در حال حاضر به كتاب عبد الكريم خطيب دسترسى ندارم كه سيد جعفر مرتضى از وى نقل كرده است كه : او در كتابش در مورد سند روايت ابن اسحاق مناقشه نموده و گفته است : « از بعضى از اهل علم » « 4 » . همين مطلب را محمد حسين هيكل در كتابش آورده است . « 5 » ( 3 ) شيخ ابو ريّه در كتاب ارزشمند خويش به نام أضواء على السنة المحمدية مناقشهء موضوعى جالبى را آورده و تشكيك استادش ، شيخ محمد عبده در تفسيرش را نقل كرده است : « آنچه كه در نظر ما ثابت است اين است كه شيطان ، سلطه‌اى بر بندگان مخلص الهى كه مهم‌ترين آنها انبيا و رسولان الهى هستند ، ندارد و امّا آنچه كه در مورد زايل كردن بهرهء شيطان از قلب نبى

--> ( 1 ) . چنانچه در الأغانى ، ج 3 ، 188 - 190 آمده است . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 15 ، ص 396 - 400 متن و پاورقى . ( 3 ) . شايد اين غلام همان ابو السلاس بوده است كه طبرى خبرى را دربارهء وى از ابى مخنف نقل كرده است : او در حالى كه مردم به خاطر شهادت امام حسين عليه السّلام به عبد الله بن جعفر تعزيت مىگفتند ، بر وى وارد شد و گفت : ما به خاطر حسين عليه السّلام به اين بلا و مصيبت دچار شديم ! در اين حال عبد الله او را با لنگه كفش مورد حمله قرار داد و گفت : اى پسر زن بىادب ، چطور جرأت مىكنى كه دربارهء حسين عليه السّلام چنين بگويى ؟ ( تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 466 ) . ( 4 ) . الصحيح ، ج 1 ، ص 84 از كتاب : النبى محمد صلّى اللّه عليه و آله ، ص 196 . ( 5 ) . حياة محمد صلّى اللّه عليه و آله ، ص 73 .